محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
390
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
اظهار انابت و پشيمانى كردند و بر عكس ماضى در آن حال پادشاه را بدعاى خير ستودند و به اين قرار داد متوجه منزل شدند و آن شب تا صباح بعبادت الهى و دعا و فاتحه جهت بقاى عمر و دولت حضرت پادشاهى اشتغال نمودند . روز ديگر پادشاه ايشان را بمجلس طلبيده كمال اعزاز و احترام بجاى آورد و از عين مراحم و اشفاق ، حالات ايشان را پرسيد و زبان مكرمت بيان بعذر خواهى ايام ماضيه گشود و به جهت تدارك و تلافى آن ، يوميهء لايقه در مستقبل تعيين فرمود و اكثر روزها ايشان را بديوان طلب نموده « 1 » تعظيمات و تكريمات مناسب بظهور رسانيده و همچنين شبها در خلوات صحبتها [ 216 ] داشته پايهء قدر و منزلت هر يك را چنان كه بود شناخت و بحضور فايض السرور آن بزرگان دين تبرّك و تيمّن جسته همواره اسباب اختلاط و وسايل ارتباط مرتب ميساخت و حال آنكه در آن مدت يك نوبت احوال ايشان را مطلقا نپرسيده بود . پس از آن روز بروز جانب تعظيم و تكريم ايشانرا رعايت « 2 » فرموده از صورت حال و كيفيت احوال ايشان تحقيق نموده بر زبان آورد كه غالب ظن من اينست كه شما را به حكم : « حب الوطن من الايمان » خاطر عاطر به وطن مايلست و به وطن اين حدود و معاشرت با اين گروه ، مكروه طبع شماست پس فرمان داد كه ما يحتاج سفر آن جماعت را از مركب و ملبوس مناسب مرغوب و خرجى وافر و تنسوقات نادر جهت ايشان و منسوبان و متعلقان سامان داده رخصت مراجعت ارزانى فرمود و يكى از معتمدان درگاه فلك بارگاه را با چند سوار بمشايعت ايشان امر نموده مقرر فرمود كه ايشان را از جيحون گذرانيده معاودت نمايند و آن جماعت سالما غانما به وطن رسيده بديدار دوستان و عزيزان فايز گرديدند و بقيهء عمر ، بدعا گوئى و فاتحه خوانى گذرانيدند .
--> ( 1 ) - م : طلبيده ( 2 ) - م : از غايب